X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392
توسط: محمود

علم بهتر است یا ثروت؟


سلام،

عبید زاکانی در رساله دلگشا حکایتی چنین دارد که به زمانه ما آشناست:


لولیی با پسر خود ماجرا می‌کرد که تو هیچ کاری نمی‌کنی و عمر در بطالت به سر می‌بری. چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز، و سگ را از چنبر جهانیدن، و رسن بازی یاد گیر، تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علوم مرده‌ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی. و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا به حاصل نتوانی کرد.


سنایی غزنوی نیز بر همین سبیل می‌فرماید:


جز به رندی و جز به قلاشی

خرم و شادمان، تو کی باشی

 

دانش آموزی و هنرورزی

نزد این مردمان جوی نرزی

 

قیمت و قدر و جاه این ایام

از قفا دان و خنده و دشنام

 

مرد آزاده، خسته چرخ است

نان آزاده بر دگر نرخ است

 

اندر این تنگ آشیان که منم

در غم نان و آب و پیرهنم