X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

جمعه 14 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 03:09 ب.ظ

حسرت

سلام،

دوستان همدل نیک می‌دانند که جناب شجریان به مرحوم محمودی خوانساری ارادتی وافر دارد. از این‌رو اجازه دهید شعر امروز را به غزلی از لسان‌الغیب اختصاص دهم که در زمستان ۱۳۶۱ در منزل آن مرحوم توسط جناب شجریان در افشاری و با همنوازی ویولن شاپور نیاکان اجرا شده است. شایان ذکر آن که این غزل در محفلی خصوصی با همنوازی نی و تار و تمبک در نوا نیز اجرا شده است.

 

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

یا تن رسد به جانان، یا جان ز تن بر آید

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن بر آید

 

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

 

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی، جان از بدن بر آید

 

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن بر آید

 

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن بر آید

 


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :