حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

جمعه 28 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 04:45 ب.ظ

عنایت دوست

سلام، اوقاتتان به خیر و نیکی.

اجازه دهید امروز شعر زیبایی از هاتف اصفهانی را که آقای شجریان در ابوعطا  و با همراهی ارکستر رادیو به سرپرستی استاد پایور در گروه فرهنگ و هنر رادیو اجرا کرده‌اند، تقدیم کنم. این اثر با مجموعه‌ای از دیگر آثار ایشان در آلبومی با نام بهار دلکش نیز عرضه شده است.

 

چه شود به چهره زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

 

تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

 

ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی، چه وفا کنی

 

همه جا کشی می لاله‌گون ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیاله ما که خون به دل شکسته ما کنی **

 

تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین

همه غمم بود از همین که خدا نکرده خطا کنی

 

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران

قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :