نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی

 

در میان غزلسرایان ایران، نام فخرالدین عراقی بیشتر برای سرودن غزلهای عاشقانه معروف است. امروز غزلی از همو را که توسط جناب شجریان در دستگاه همایون اجرا و در آلبوم همایونمثنوی عرضه شده است، تقدیم می‌کنم:

 

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی

گره از کار فروبسته ما بگشایی

 

نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن که خیالی شدم از تنهایی

 

گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی

 

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

 

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم که تویی چشم مرا بینایی

 

پیش از این گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

 

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجبتر که تو خود، روی به کس بنمایی

 

گفتی از لب بدهم، کام عراقی روزی

وقت آنست که آن وعده وفا فرمایی