حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

دلم دردی که دارد با که گوید

سلام،

به اعتقاد من، آلبوم شب، سکوت، کویر جناب شجریان یکی از بهترین آثار ایشان است و گرچه با فروتنی به نوعی سعی کرده‌اند که از شباهت آن با موسیقی مقامی طفره بروند، اما حال و هوای اثر و خصوصا حضور استادانی چون مرحوم حاج قربان سلیمانی در میان همنوازان، آن را به عنوان اثری حاوی موسیقی مقامی معرفی می‌نماید.

به هر تقدیر در این آلبوم ۵ دوبیتی از بابا طاهر با زیبایی خاصی اجرا شده که تقدیم می‌کنم:

 

تو که نازنده بالا دلربایی

تو که بی‌سرمه چشمون، سرمه‌سایی

تو که مشکین دوگیسو در قفایی

به ما گویی که سرگردون چرایی

 

سیه بختم که بختم واژگون بی

سیه روزم که روزم تیره‌گون بی

شدم محنت کش کوی محبت

ز دست دل که یارب غرق خون بی

 

بمیرم تا تو چشم تر نبینی

شرار آه پر آذر نبینی

چنان از آتش عشقت بسوزم

که از ما رنگ خاکستر نبینی

 

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

نه در جان، نه برون از جان کجایی

 

دلم دردی که دارد با که گوید

گنه خود کرده، تاوان از که جوید

دریغا نیست همدرد موافق

که بر بخت بدم خوش خوش بروید

گل وصلت فراموشم نکرده

وگرنه خار از سر گورم بروید

سر عشق

سلام، استاد شجریان در آلبوم سر عشق غزل زیبایی از حضرت سعدی را در دستگاه ماهور اجرا و عرضه کرده است که تقدیم می‌کنم. نام آلبوم نیز از همین غزل فاخر برگرفته شده است:

 

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

 

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم، نه عقل ماند و نه هوشم

 

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم، حکایت است به گوشم

 

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

 

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم، به در برند به دوشم

 

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم

 

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

 

به زخم خورده، حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم  **

 

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن، چو بنده می‌ننیوشم

 

به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل

وگر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم

 

** این بیت در آواز نیامده است.

سپیده

سلام،

ایام به کام. در روزهای گرم و طاقت فرسای نیمه تابستان اجازه دهید شعری از حضرت سایه (استاد ابتهاج) را تقدیم محضرتان کنم. این شعر را جناب شجریان در سال ۱۳۵۸ در دانشگاه ملی در دستگاه ماهور اجرا کرده و بعدا در آلبوم سپیده عرضه شده است.

 

ایران ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر که زین ره پرخون

خورشیدی خجسته رسید

اگرچه دلها پرخون است

شکوه شادی، افزون است

سپیده ما گلگون است

که دست دشمن در خون است

ای ایران، غمت مرساد

جاویدان، شکوه تو باد

راه ما، راه حق، راه بهروزی است

اتحاد، اتحاد رمز پیروزی است

 

صلح و آزادی، جاودانه بر همه جهان خوش باد

یادگار خون عاشقان، ای بهار

 

ای بهار تازه جاودان

 در این چمن شکفته باد

صبح امید

 

سلام،

ضمن تبریک فرا رسیدن زادروز حضرت علی (ع)، امروز یکصدمین شعر ناب فارسی را که استاد شجریان در آثار آوازی خود اجرا کرده است، تقدیم می‌کنم.  این غزل زیبا و البته مشهور حضرت حافظ در دستگاه ماهور و با همنوازی استادان بنام موسیقی ایرانی مرحوم بدیعی، استاد پایور، استاد محمد اسماعیلی و استاد ظریف در برنامه گلهای تازه ۱۸۵ عرضه شده است.

 

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

 

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود

عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

 

شکر ایزد که به اقبال کله‌گوشه گل

نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

 

صبح امید که بد معتکف پرده غیب

گو برون آی که کار شب تار آخر شد  **

 

آن پریشانی شبهای دراز و غم دل

همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

 

باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز

قصه غصه که در دولت یار آخر شد

 

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد

که به تدبیر تو، تشویش خمار آخر شد

 

در شمار ارچه نیاورد کسی حافظ را

شکر، کان محنت بی‌حد و شمار آخر شد  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

 

جز انتظار و جز استقامت، وطن علاج دگر ندارد

 

سلام،

علی اکبر خان شیدا یکی از شاعران و تصنیف‌سرایان چند دهه گذشته ایران است که آثار زیبای او را اهالی موسیقی و آواز بسیار می‌پسندند و به کار می‌برند. از جمله این آثار تصنیفی است که آقای شجریان، دو بار آن را اجرا کرده است. که یک بار در آلبوم بت چین یا همان گلبانگ ۱ و یک بار هم در آلبوم آهنگ وفا عرضه شده است. و اجرای هر دو در دستگاه ماهور بوده است.

 

ز من نگارم خبر ندارد

به حال زارم نظر ندارد

 

خبرندارم من از دل خود

دل من از من خبر ندارد

 

کجا رود دل که دلبرش نیست

کجا پرد مرغ که پر ندارد

 

امان از این عشق، فغان از این عشق

که غیر خون جگر ندارد

 

همه سیاهی، همه تباهی

مگر شب ما سحر ندارد

 

بهار مضطر، منال دیگر

که آه و زاری اثر ندارد

 

جز انتظار و جز استقامت

وطن علاج دگر ندارد

 

ز هر دو سر بر سرش بکوبد

کسی که تیغ دوسر ندارد