حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

حق پسر بر پدر

سلام،

نقل است که:

مردی پدر پیر خود را دشنام همی داد و مضروبش می کرد. گفتندش: شرمی بدار که او را بر گردن تو حق بسیار است. مرد گفتا: همچنان که پدر را بر فرزند حق است، فرزند را نیز بر پدر حقوقی رواست. گفتندش که حق فرزند بر پدر چیست؟ بگفتا: اول آن که مادرش را از مردمان اصیل بخواهد که زیبا باشد، لیک مادر من درم خریده ای است بدشکل از زنگبار. دیگر آن که باید فرزند را نامی نیکو نهد و مرا برغوث نامیده  است، یعنی کیک. دیگر آن که باید فرزند را در خردسالی به مکتب فرستد تا نوشتن و خواندن بیاموزد و من یک حرف می نشناسم. و از همه مهمتر آن که چون فرزند، پسر باشد مر او را در خردی ختنه کند. آنگاه دامن خود برداشت و گفتا: اینک چهل ساله ام و هنوز ختنه ناکرده!

 

چهره به چهره

سلام،

یکی از شاعره‌های چیره‌دست ایرانی خانم طاهره قره‌العین است. گرچه در وصف این شاعره حرفهای عجیب و غریبی زده شده اعم از اینکه او همسر رئیس فرقه بابیه بوده و اولین زن فیمینیست ایرانی است یا اولین زنی که در ایران پس از اسلام، به معنای امروزی کشف حجاب کرد و.... اما انصافا در سرودن شعر بسیار توانا و زبردست بوده است.

 شعر امروز را که سروده همین خانم است تقدیم می‌کنم با این توضیح که جناب شجریان آن را در ۳ اثر خود با صورتهای متفاوت اجرا کرده است:

در قالب کنسرت نوا در آلبوم چهره به چهره که نام آلبوم از همین شعر گرفته شده است.

 

در دستگاه ابوعطا در آلبوم فریاد با هماوازی همایون شجریان.

 

در دستگاه شور در برنامه گلهای تازه ۱۳۳ که استاد پایور و استاد اسماعیلی همنوازی سنتور و تنبک آن را بر عهده داشته‌اند:

 

 

گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو

شرح دهم غم تو را، نکته به نکته، مو به مو

 

ساقی باقی از وفا، باده بده سبو سبو

مطرب خوش‌نوای را، تازه به تازه، گو به گو

 

در پی دیدن رخت، همچو صبا فتاده‌ام

خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو

 

می‌رود از فراق تو، خون دل از دو دیده‌ام

دجله به دجله، یم به یم، چشمه به چشمه، جو به جو

 

دور دهان تنگ تو، عارض عنبرین خطت

غنچه به غنچه، گل به گل، لاله به لاله، جو به جو  **

 

ابرو و چشم و خال تو، صید نموده مرغ دل

طبع به طبع، دل به دل، مهر به مهر، خو به خو  **

 

مهر تو را دل حزین، بافته بر قماش جان

پرده به پرده، نخ به نخ، تار به تار، پود به پود

 

در دل خویش طاهره، گشت و نیافت جز تو را

صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده، تو به تو  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

کلک خیال انگیز

سلام،

حضرت حافظ غزلی بس زیبا سروده که بسیاری از خوانندگان از جمله جناب شجریان آن را در آثار خود زمزمه کرده‌اند. لیکن در آثار استاد شجریان این شعر دو بار اجرا شده. یک بار در آلبوم آستان جانان که در بیات ترک اجراشده و دیگری در آلبوم سرو چمان که در دستگاه ماهور عرضه شده است.

 

 

کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد

یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد

 

از لعل تو گر یابم، انگشتری زنهار

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

 

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

 

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال‌انگیز

نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

 

جام می و خون دل هریک به کسی دادند

در دایره قسمت، اوضاع چنین باشد

 

در کار گلاب و گل، حکم ازلی این بود

کاین شاهد بازاری وان پرده‌نشین باشد

 

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

چه عاشق است که فریاد دردناکش نیست؟

نوبتی هم که باشد نوبت شیخ اجل سعدی است که غزلی بسیار زیبا از او را تقدیم کنم. این غزل را جناب شجریان با همنوایی بی‌بدیل فرزند خلفش همایون در مایه شوشتری اجرا و در آلبوم فریاد عرضه کرده است. در این اجرا مصرعهای اول توسط همایون و مرعهای دوم توسط استاد زمزمه شده است:

 

تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید

مرا دلی که صبوری از او نمی‌آید

 

کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر

که آب دیده به رویش فرو نمی‌آید

 

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب

که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید

 

چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت

بر اوفتاده مسکین چو گو نمی‌آید  **

 

اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش

بد از منست که گویم نکو نمی‌آید  **

 

گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید

که هیچ حاصل از این گفتگو نمی‌آید  **

 

گمان برند که در عود سوز سینه من

بمرد آتش معنی که بو نمی‌آید  **

 

چه عاشق است که فریاد دردناکش نیست

چه مجلس است کزو های و هو نمی‌آید

 

بشیر بود مگر شور عشق، سعدی را

که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

پیر مغان

 

سلام،

می‌گویند دو ادیب فاضل که عمر خود را در بحث و درس و مطالعه و مکاشفه سپری کرده بودند، روزی اندر مقصود حضرت حافظ از این بیت:

 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

 

با یکدیگر گفتگو می‌کردند و در نهایت برداشت آنها از این بیت آن شد که منظور خواجه شیراز  از پیر مغان همانا حضرت مولا علی (ع) بوده و منظور از شیخ همانا حضرت آدم ابوالبشر. بدین ترتیب حضرت حافظ خواسته است به آدم ابوالبشر بگوید که از آن‌رو مرید مولا علی است که آدم در بهشت وعده داد که به سراغ میوه ممنوعه (گندم) نرود ولی رفت اما مولا علی در تمام عمر خود هیچگاه از نان گندم تناول نکرد و همواره نان جوین می‌خورد.

   القصه چندی بگذشت و یکی از آن دو ادیب رخ در نقاب خاک کشید. مدتی بعد  شبی به خواب دوستش آمد و گفت که در عالم برزخ حضرت حافظ را ملاقات کرده و منظورش از بیت مذکور را جویا شده است. و لسان‌الغیب در پاسخ گفته که تفسیر آنان از این بیت ناصواب بوده است. و سپس به بیان مقصود خود پرداخته بود که:

   مراد از پیر مغان همانا سیدالشهدا امام حسین (ع) است و شیخ همانا حضرت ابراهیم خلیل. چرا که ابراهیم به خداوند وعده داد که اسماعیلش را قربانی کند و امام حسین نه‌تنها فرزندانش را به قربانگاه برد، که خود را نیز قربانی نمود.

ان الله شاء ان یراک قتیلا