حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

زبان گویا و قلب رازدار


سلام، عید سعید قربان تهنیت باد.

در کتاب مروج‌الذهب مسعودی آمده است:

چون عمربن عبدالعزیز به خلافت رسید، طوایف عرب به دیدارش شتافتند. روزی طایفه‌ای از حجاز آمده بودند و از میان خود تازه جوانی برگزیدند که با خلیفه سخن گوید. این تازه جوان که کوچک‌ترین آن‌ها بود، آغاز سخن کرد. عمر گفت: ای جوان مهلت بده که بزرگ‌تران سخن بگویند. آن جوان گفت: ای امیر مومنان زمانم ده که: ارجمندی مرد به دو چیز کوچک اوست: زبانش و قلبش. و هرگاه خدا بنده خویش را زبانی گویا و دلی رازدار دهد، بهترین زیورها را بدو بخشیده است. وانگهی اگر برتری به سال بودی، در میان این امت کسانی سالخورده تر از تو بودند.

مست و دیوانه

سلام،

بسیاری از علاقه‌مندان آستان موسیقی اصیل می‌دانند که مجموعه بزرگی از تصانیف قدیمی منحصر به فرد در اختیار جناب شجریان قرار دارد و حضرت ایشان نیز در برخی آثار خود از این تصانیف استفاده می‌نمایند. با اجازه شما امروز یکی از همین تصنیف‌ها را که سازنده آن ظاهرا علی اکبر خان شیدا است تقدیمتان می‌کنم با این توضیح که: دو بیت در این تصنیف به صورت ایرانیک مشخص شده، که اولی با تصرف تصنیف‌سرا از سروده های مولانا است و دومی از سروده‌های عارف قزوینی.

این اثر که در دستگاه نوا در آلبوم چشمه نوش عرضه شده، در تیر ماه ۱۳۷۲ در کنسرت پاریس با همنوازی تار استاد محمدرضا لطفی اجرا شده است. البته دوستداران جناب شجریان احتمالا اجرایی خصوصی از این تصنیف را در نوا یک بار با تارنوازی استاد لطفی، باری دیگر با سنتورنوازی مارتا مانی زاده و یک بار با همنوازی پیانو رامین ذوالفنون در تابستان 1369 در کالیفرنیا هم به خاطر دارند.

 

رفتم در میخانه حبیبم

خوردم دو، سه پیمانه

من مستم و دیوانه عزیزم

ما را که برد خانه

 دلبر عزیز، شوخه و تمیز

برخیز و بریز

زان می که جوان سازد

عشقم به تو پردازد

 

تو اگر عشوه بر خسرو پرویز کنی

همچو فرهاد روم از عقب کوه کنی

تو مگر ماه نکورویانی

تو مگر شاه پری‌رویانی

دلبر عزیز، شوخه و تمیز

برخیز و بریز

زان می که جوان سازد

عشقم به تو پردازد

بی عشق مباد سرنوشتم

سلام،

دوستداران جناب شجریان و موسیقی اصیل حتما آلبوم فاخر راست پنجگاه ایشان را که با همنوازی استاد محمدرضا لطفی و استاد ناصر فرهنگ فر در سال ۱۳۵۴ و در حافظیه اجرا شده است، به خاطر دارند.

اهل موسیقی متفق‌القولند که راست پنجگاه از جمله دشوارترین دستگاه‌های موسیقایی است و  از همین رو کمتر طرف توجه بوده است. و جالب آنکه تمام اشعار این آلبوم در راست پنجگاه به هر تقدیر اجرا شده است.

با اجازه شما امروز یکی از رباعیات حضرت حافظ  و ۳ بیت از مجموعه اشعار منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجوی را که در این آلبوم ارائه شده، تقدیم می‌کنم:

 

رباعی حافظ:

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت

 

ابیات لیلی و مجنون:

یا رب به خدایی خداییت

وآنگه به کمال کبریاییت

از عمر من آنچه هست بر جای

بستان و به عمر لیلی افزای

پرورده عشق شد سرشتم

بی عشق مباد سرنوشتم

دست افشان

سلام،

در میان جمله شاعران معاصر، سهراب سپهری قدری با سایرین متفاوت است. و یکی از این وجوه تفاوت، استفاده نادر از اشعار او در آثار موسیقایی و آوازی است. برای مثال جناب شجریان تنها یک بار و آن هم در کنسرت آذر سال ۱۳۸۴ تهران یکی از اشعار سهراب را زمزمه کرده است. و این موضوع در مورد سایر هنرمندان موسیقی نیز کم و بیش مصداق دارد. و جالب آن که گروه خاص و البته انبوهی از مخاطبان ایرانی شیفته اشعار سهرابند.

به هر تقدیر امروز شعری از سهراب را که در دستگاه افشاری اجرا و در آلبوم  سرود مهر عرضه شده است، تقدیم می‌کنم. در اجرای این آواز همایون شجریان نیز همراهی کرده است و ساز او به همراه کیهان کلهر و حسین علیزاده بدرقه این اثر بوده اند.

 

دستی افشان تا ز سر انگشتانت

صد قطره چکد، هر قطره شود خورشیدی

باشد که به صد سوزن نور

شب ما را بکند روزن، روزن

ما بی تاب و نیایش بی‌رنگ

از مهرت لبخندی کن، بنشان بر لب ما

باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو

ما هسته پنهان تماشاییم

ز تجلی ابری کن، بفرست که ببارد بر سر ما

باشد که به شوری بشکافیم

باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم

**

ما جنگل انبوه دگرگونی

از آتش همرنگی صد اخگر برگیر، بر هم تاب، بر هم پیچ

شلاقی کن و بزن بر تن ما

باشد که ز خاکستر ما، در ما جنگل یکرنگی به در آرد سر

چشمان بسپردیم، خوابی لانه گرفت

نم زن بر چهره ما

باشد که شکوفا گردد زنبق چشم و شود سیراب از تابش تو

و فرو افتد

بینایی ره گم کرد

یاری کن و گره زن نگه ما و خودت با هم

باشد که تراود در ما همه تو

ما چنگیم، هر تار از ما دردی سودایی

زخمه کن از آرامش نامیرا، ما را بنواز

باشد که تهی گردیم، کنده شویم از والا نت خاموشی

آیینه شدیم، ترسیدیم از هر نقش

خود را در ما بفکن

باشد که فرا گیرد هستی ما را و دگر نقشی ننشیند در ما

**

هر سو مرز، هر سو نام

رشته کن از بی شکلی گذران از مروارید زمان و مکان

باشد که به هم پیوندد همه چیز

باشد که نماند مرز نام

ای دوردست! پر تنهایی خسته است

گه گاه شوری بوزان

باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش


** عبارات داخل ** در آواز نیامده است.

 

 

 

 

ز دست محبوب ندانم چون کنم

سلام،

در میان مجموعه آثار استاد شجریان ارائه آثاری از مرحوم علی اکبر خان شیدا جایگاهی ویژه دارد. زیاد شنیده‌ایم که نزد اسطوره آواز ایران مجموعه‌ای ارزشمند از آثار آوازی قدما وجود دارد که بی بدیل است. تصور می‌کنم که اغلب آثار شیدا از جمله همین آثار باشد. امیدوارم جناب شجریان را فرصتی باشد تا همه آثار فاخری را که در اختیار دارند، به ساحت فرهنگ ایران عرضه نمایند.

باری، شعر امروز از جمله تصانیف ساخته شده توسط مرحوم شیدا است. این اثر ارزشمند را استاد شجریان ۳ بار در دستگاه ماهور اجرا و عرضه کرده است: کنسرت یونسکو، آلبوم آهنگ وفا و آلبوم شب وصل. در اجرای آلبوم آهنگ وفا و کنسرت یونسکو همایون شجریان نیز با استاد همخوان بوده است:

 

ز دست محبوب ندانم چون کنم

وز هجر رویش، دیده جیحون کنم

 

یارم چو شمع محفل است

دیدن رویش مشکل است

سرو مرا پا در گل است

بر خط و خالش مایل است

 

یار من، دلدار من، کمتر تو جفا کن

یادی آخر تو ز ما کن

 

رفتم در آن ماهرو، با او نشستم روبرو

 گفتم سخنها مو به مو

 

یار من، دلدار من، کمتر تو جفا کن

یادی آخر تو ز ما کن