حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

حکایت دل

بیان دغدغه‌های ذهنی و نیز معرفی اشعاری که آقای شجریان در اجرای آوازهای خود از آنها استفاده می‌کنند.

پاسبان حرم دل

سلام،

حتما فیلم سینمایی دلشدگان را به خاطر دارید. این اثر زیبا که به همت مرحوم علی حاتمی و برای یادمان باربد تهیه شده بود حاوی مجموعه متنوعی از اشعار نو و کهن فارسی بود که توسط استاد شجریان اجرا شده بود و از جمله آنها یک تصنیف مرکب که شامل یک رباعی از حضرت حافظ و یک قطعه از شادروان فریدون مشیری است. این مجموعه آثار در آلبوم دلشدگان عرضه شده و این تصنیف نیز در شوشتری اجرا شده است:

 

رباعی حافظ:

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

دیده بخت به افسانه او شد در خواب

کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم

 

قطعه از فریدون مشیری:

یارم به یک لا پیرهن

خوابیده زیر نسترن

ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند

 

ای ماهتاب آهسته‌تر

از بام قصدش کن، گذر

ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند

* یک توضیح ضروری:

 

در آلبوم دلشدگان این قسمت از قطعه اینگونه اجرا شده است: 

 

ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من 

ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند 

 

گفته می‌شود مرحوم حاتمی بدون کسب اجازه از مرحوم مشیری در متن این قطعه دستکاری کرده و آن را به اجرا سپرده بود و همینُ مایه گلایه و رنجش مرحوم مشیری شده بود.

احمدی نژاد راست می‌گوید

وقتی احمدی نژاد می‌گوید که مجلس در راس امور نیست، راست می‌گوید. حتی اگر این سخن راست بر زبان یک متقلب فریبکار دروغگو جاری شود؛ ولی در این مورد راست می‌گوید.

شاید اکنون بتوان تصور کرد که نمایندگان مجلس چه حس و حالی دارند اما خود کرده را تدبیر نیست.

آقایان و بانوان محترم بهارستان نشین! احمدی نژاد راست می‌گوید.

مجلسی که در مقابل زیاده خواهی و قلدری احمدی نژاد و اطرافیانش عقب نشینی می‌کند، در راس امور نیست.

مجلسی که در مقابل تقلب و دوغگویی آشکار دولت سکوت می‌کند، در راس امور نیست.

مجلس که تابع امر و نهی کبیر و صغیر از رهبر گرفته تا امام جمعه و فلان سردار و فلان استاندار و ...، در راس امور نیست.

مجلسی که از ترس نهیب و اخم این و آن، شمشیر حقوق ملت را در غلاف می‌کند، در راس امور نیست.

مجلسی که تخلفات آشکار دولت و هدر دادن منابع و بودجه مملکت را ببیند و دم بر نیاورد، در راس امور نیست.

مجلسی که تضییع حقوق شهروندان را در حوزه‌های امنیتی و قضایی تایید کند، در راس امور نیست.

مجلسی که نماینده‌اش برای رای آوری تملق دولتمردان را بگوید و بر سر حقوق ملت معامله کند، در راس امور نیست.

امروز، روز آوخ و زبان گزیدن بهارستان نشینان است و احمدی نژاد در نیویورک از خر مراد چه سواری‌ها که نمی‌گیرد.

باش تا صبح دولتت بدمد

کاین هنوز از نتایج سحر است

گلبن عیش

سلام،

در مجموعه برنامه های بی نظیر گلهای تازه که سالها پیش از رادیو پخش می‌شد، یک بار استاد شجریان غزلی از حضرت حافظ را در بیات اصفهان و با همنوازی مشاهیری همچون مرحوم افتتاح (تنبک)، مرحوم صارمی (سنتور)، و مرحوم بدیعی (ویولن) اجرا کرده است که تقدیم می‌کنم. این اجرا در قالب برنامه گلهای تازه ۸۷ پخش شده است.

  

گلبن عیش می‌دمد، ساقی گلعذار کو

باد بهار می‌وزد، باده خوشگوار کو

 

مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست

ای دم صبح خوش نفس، نافه زلف یار کو

 

هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی

گوش سخن شنو کجا، دیده اعتبار کو

 

حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا

دست زدم به خون دل، بهر خدا نگار کو

 

شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد

خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو  **

 

گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو

مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو  **

 

حافظ اگر چه در سخن، خازن گنج حکمت است

از غم روزگار دون، طبع سخن گزار کو  **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

آرام دل

سلام،

طاعاتتان به درگاه حضرت باری مقبول باد.  

امروز غزلی از حضرت عطار را که آقای شجریان در دستگاه ماهور اجرا و در آلبوم قاصدک عرضه کرده است، تقدیم می‌کنم: 

صورت نبندد ای صنم، بی زلف تو آرام دل

دل فتنه شد بر زلف تو، ای فتنه ایام دل

 

ای جان من مولای تو، دل غرقه دریای تو

دیری است تا سودای تو، بگرفت هفت اندام دل

 

تا جان به عشقت بنده شد، زین بندگی تابنده شد

تا دل ز نامت زنده شد، بر شد دو عالم نام دل

 

جانا دلم از چشم بد، نه هوش دارد نه خرد

تا از شراب عشق خود، پر باده کردی جام دل

 

پیغامت آمد از دلم، کای ماه حل کن مشکلم

کی خواهد آمد حاصلم، ای فارغ از پیغام دل **

 

از رخ، مه گردون تویی وز لب می گلگون تویی

کام دل من چون تویی، هرگز نیابم کام دل **

 

ای همگنان را همدمی، شادی من از تو غمی

عطار را در هر دمی، جانا تویی آرام دل **

 

** این ابیات در آواز نیامده است.

ربنای شجریان

سلام، طاعات و عباداتتان مقبول درگاه باری باد.

چندی است که پخش نشدن نوای ربنای خسرو آواز ایران از رسانه ای که باید ملی باشد، بهانه ابراز مخالفتها و انتقاد گروهی از مردم و واکنش مدیریت صدا و سیما شده است. در میانه این کارزار رسانه ای که پای لنگ و محتاط برخی رسانه های مکتوب و سایتهای اینترنتی نیز بدان کشیده شده و حتی همین نقدهای کمرنگ، نقد شوندگان را به تکاپو برای پاسخگویی کشانده، گه گاه مطالبی در حمایت از اقدام صدا و سیما منتشر می شود که در خور تامل است.

از جمله می توان به نشر یادداشتی در یکی از سایتهای حامی ممنوعیت پخش ربنای شجریان اشاره کرد که نویسنده آن با کنار هم چیدن گزاره های راست و ناراست، نتیجه گیری اخلاقی کرده است. این نویسنده با اشاره به درخواست استاد شجریان از صدا و سیما مبنی بر پخش نشدن صدای ایشان در این رسانه و بدون اشاره به این که استاد، ربنا و آواز افشاری خود (این دهان بستی، دهانی باز شد) را از این درخواست مستثنی کرده و آنها را به مردم ایران تقدیم نموده است، نتیجه گرفته که پخش شدن اثر یک هنرمند در لحظات ملکوتی افطار از رسانه ای فراگیر همچون صدا و سیما، موهبتی است الهی که نصیب هر کسی نمی شود و آن را نشانه توفیق الهی دانسته (که صد البته استنتاجی صحیح است) و لذا پخش نشدن نوای ملکوتی ربنای شجریان را نشان از بی توفیقی وی برشمرده و آن را به موضع گیریهای او در ماجرای تقلب و فریبکاری حاکمان در خرداد سال ماضی پیوند داده است.

... با خود می اندیشیدم که این بی توفیقی ضمیری است که مرجع آن شجریان خواهد بود یا صدا و سیما و یا ... شاید مردم؟!

آیا عدم انتشار نوای هنرمندی که در همراهی با مردم زمانه خویش از فریبکاری و دورویی، تخلف و تقلب، دروغ پراکنی و شرارت برخی حاکمان به ناله آمده است، نشانه بی توفیقی است؟ آیا اساسا توفیق می خواهد که صدای شجریان در رسانه ای پخش شود که در همان رسانه، صدای مداح هتاک و فاسق هم پخش می شود؟

بی تردید برای یک هنرمند مردمی، توفیقی بالاتر از این نیست که آثارش در کنار آثار ناپاکان و دغل بازان بازنشر نشود. مردم نیز چنانچه خواهان مهمان کردن نوای آسمانی ربنا بر سفره های افطار خود باشند، به شیوه خود عمل می کنند (همانگونه که اکنون فایل صوتی ربنا در کنار بسیاری از سفره های افطار و در ضمیر و سینه پاک ایرانیان زمزمه می شود) و لذا توفیق شنیدن این مناجات بی بدیل و خاطره انگیز را نصیب می برند. در این میانه، به گمانم توفیق بزرگی از رسانه ای که باید ملی باشد، سلب گردیده که حتی شایستگی انتشار این نوای ملکوتی را هم ندارد. و از همین روست که با درک این بی توفیقی عنان از کف می دهد و به دست و پا می افتد و به هتاکان و فریبکاران پناه می برد تا شاید از خلال مصاحبه با آنان، تاییداتشان را بر قامت ناساز بی اندام خود حک نماید.

دریغ از اندکی خردورزی.